Tuesday, June 18, 2013

جک



>>>> روایت داریم ک>>>>

> این که نود درصد امامزاده ها تو گیلان و مازندران هستند،نشون میده که اون بزرگواران همه پای حال و شمال و دریا کنار و تله کابین و نمک آبرود بودند
             **********
انتخابات فقط انتخابات پاکستان!
خودشون کاندیداهای غیر اصلح رو ترور میکنن که مردم راحت تر انتخاب کنن
    *******************
 تو فیسبوک همه مادری دارند بهتر از گل.... انگار ننه‌ی ما کاکتوس بود
   ******************
شايد اشكال كار اينه چون بخشی از نژاد آريايي از ٢ قوم مادها و پارتها بوجود اومدن!
 براي همين تمام مشكلات تو مملكت يا از طريق پارتی حل ميشه يا مادی
     ******************
 خوشگلا باید بترسن.

 [ شعار گشت ارشاد ]
    *****************
 نقل است که یکبار شیخ در رکعت چهارم نماز به شک افتادند. پس بنا را بر
رکعت دو گذاشتند که در این لحظه به علت تغییر ناگهانی از چهار به دو،
موتور شیخ سوخت
     *****************

اگه چند ماه دیگه همتون نگفتین: "صد رحمت به همون

احمدی نژاد" ، من عمامه ام رو عوض می کنم
      *****************


ولی بیشتر کشورهای آفریقایی رو همین احمدی‌نژاد کشف کرد


       *****************
 از وقتی احمدی نژاد گفته زنده باد بهار کلا طبیعت قاط زده یه جا برف
میاد یه جا طوفان می شه همه جا زلزله میاد
     *****************
 روایت هست که نوشابه های بهشت علاوه بر آب و گاز، برق و تلفنم دارن
       *****************


روایت داریم که تو بهشت وقتی انگشت پات میخواد بخوره به پایه مبل ، پایه
مبل جا خالی میده



       *****************
 یکی از بازی هایی که ایرانی ها خیلی دوست دارن بازی با آبروی مردمه
      ****************
 خدا هم امتحانات الهیش رو انداخته تو فروردین و اردیبهشت که به انتخابات  نخوره


       ****************
این زلزله انگار داره سفر استانی میکنه
        **************** اطلاعات آمریکا واقعا ضعیفه....
تازه امروز فهمیدن بمب گذاری کار کی بوده!
 تو ایران بمب گذاری بشه هنوز دود انفجار محو نشده، تلویزیون اعلام
می‌کنه کار اسرائیله
      ****************
به دلیل معلوم نبودن اینکه بستنی عروسکی های امسال دخترن یا پسر، تا
اطلاع ثانوی لیس زدنشان حرام می باشد
        ****************


سیاست های غلط به اینا میگن:
 ثیاثت , صیاصت, ثیاثط , صیاصط , سیاسط ....
       ****************
وایبر و اسکایپ و اوو و واتز اپ رو تو ایران قطع کردن....
 دیگه با ایران ارتباطم کلاً قطع شده. به خانواده ام سپردم اگه کسی با من
 کار داشت، شب بیاد به خوابم
       ***************
 ایران اگه جای اینهمه هزینه برای بمب اتم به هر اسرائیلی یه پراید داده
بود تا حالا بیشترشون از بین رفته بودن
       ****************
آقای مجری داشت ماه‌های بهار رو می‌شمرد کلاه قرمزی گفت میشه خرداد رو
نگی؟ پرسید چرا؟ گفت آدم همش یاد امتحان و بدبختی و اینا میفته


      ****************
 یکی از تفریحات دکتر شریعتی و امام راحل تو اون دنیا اینه که هر روز فیس
بوک رو چک می کنن ببینن تازگی ها جمله باحال چی گفتن
        ***************


 و خداوند به مرغ بال داد... نه برای پرواز, بلکه برای مزه ی عرق
       ****************
یه فرشته هم هست که فقط اسم مینویسه.
اسمش اسمائیله
       ****************
میگن تو جهنم تا میای چرت  بزنی یه فرشته بنام كرمائیل میاد، نخ میكنه
 تو دماغت
    ****************
 یک روز حضرت داشتند رد می شدند.... معلم بیست و پنج صدم ارفاق کرد, قبول شدند.


       ***************

 حضرت ابراهیم چهارشنبه سوری ها میرفت از روی آتیش مردم میپرید اونو گلستان

می کردو فرار می کرد
      ***************
 توی بهشت وقتی میری سمینار سخنرانی نداره!...
 همون اول شام میدن تموم میشه میره
       ***************
 بهشت اونقدام که میگن خوب نیست ها!
 فکر کن این همه ائمه اطهار دور تا دورت نشستن! اصن روت نمیشه پاتو دراز کنی
       ***************

> پراید بخرید و به فرزندان خود پراید سواری یاد بدهید که هم توشه ی این دنیا و هم وسیله‌ای برای رسیدن به آن دنیا و خداست
         **************
 در جامعه اسلامی همه آزادند٬ ولی به قید وثیقه
        **************
 شانس آوردیم صدر اسلام ته دیگ سیب زمینی وجود نداشت و الا خوردنش حرام اعلام می شد
        **************
 دیشب نشستم با هر ديني كه حساب كردم ديدم آخرش بايد برم جهنم
         **************
 چرا ما از امام حسین یاد نمی‌گیریم که یه شب برق رو قطع کنیم، مرز‌ها رو
 باز کنیم، بگیم هرکی می‌خواد بره بره؟
        **************
 به این مونالیزا بگید اگه چیزی هست بگه ماهم بخندیم
         **************
 تو جهنم همش میگی: یادش بخیر ...ایران هم این شکلی بود
        **************

 اندکی صبر، دهن سرویس است
         **************

Monday, June 17, 2013

جوک

ضایع شدن چیست ؟

  
تلاش نافرجام براى سومين بوسه در روبوسى وقتى كه طرف به دوتا قناعت كرده
 
 
 
 
طرف اومده با عصبانیت میگه:
" این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمیشه بیا تو باهاش حرف بزن ... "
نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو :|




ميخام بدونم اون کسی که گفت:"حجاب سنگر زن است" مردا رو تانک مد نظرقرار داده يا 
F16 ؟!؟!



پسر داییم بعد از 10 سال از آمریکا اومده
نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم حرف شد از گرونی و قیمت دلار
مامانم میپرسه:دلار الان تو آمریکا چنده؟؟؟
من:|
پسر خالم:|
رییس بانک مرکزی:|
خاوری:|
داور آلمانی:|
 
 
 


پسر:واي خداي من،عجب چهره زيبايي،چه لطافتي،مثل گل ميموني.
واسه پوستت از چي استفاده ميكني؟
دختر: 
Adobe Photoshop CS5!
 
 

 
دوستم میگه : آرامش یعنی هر وقت قهر کنی مطمئن باشی کسی جات رو نمی گیره..... من بدبخت تا عشوه اومدم طرف عروسی کرد
:|
 
 
 
یکی از ابهام ‌های عید و بعد عید اینه که دقیقا معلوم نیست از کجا به بعد، دیگه نباید بگی سال نو مبارک....؟!
 
 
پسر یکی از فامیلامون ختنه کردن ، دیروز صبح بانداژشو باز کردن ، از صبح گریه میکنه که من این مدلی نمیخواستم :|
 
 
 
 
دوست خواهرم درخواست دوستي داد، اکسپت کردم ، رفته به خواهرم گفته: برادرت منو دوست داره...! . . . . . . . . . . . . . . . حتماً اگه براش لايک بزنم ميگه من از برادرت حامله ام
:|
 
 
       
                                                                                                 
 
یک سال تمام میگن جنگ نرم و تهاجم فرهنگی ، عید که میشه از 103 تا فیلمشون 90 تاش ساخت استکبار جهانیه
 
 
 
 
دختره استاتوس گذاشته : " درد زایمان خیلی زیاده " ! پسره کامنت گذاشته "دَرکت میکنم " . . . پیشرفت قابل توجهی داشتن پسرا ، دیگه کار از زیر ابرو برداشتن گذشته !

زنی‌ که زن بود

بارها برای عروسی و میهمانی بزرگان به باغ عشرت آباد دعوت شده بودم. برای عروسی  مولودی و ... اما هرگز حال آن شب را نداشتم. پائیز غم انگیزی بود و من به جوانی و عشق فکر می کردم.
از مجلسی که قدر ساز را نمی شناختند خوشم نمی آمد اما چاره چه بود  باید گذران زندگی می کردیم. چنان ساز را در بغل می فشردم که گویی زانوی غم بغل کرده ام. نمی دانستم چرا آن کسی که قرار است در اندرونی بخواند صدایش در نمی آید.
در همین حال و انتظار بودم که دختر نوجوانی از اندرونی بیرون آمد ... حتی در این سن و سال هم رسم نبود که دختران و زنان اینطور بی پروا در جمع مردان حاضر شوند. آمد کنار من ایستاد. نمی دانستم برای چه کاری نزد ما آمده است و کدام پیغام را دارد.
 
چشم به دهانش دوختم و پرسیدم : چه کار داری دختر خانم؟  گفت : می خواهم بخوانم. گفتم : ایجا یا اندرونی؟  گفت : همین جا! نمی دانستم چه بگویم. دور و بر را نگاه کردم  هیچکس اعتراضی نداشت.
به در ورودی اندرونی نگاه کردم. چند زنی که سرشان را بیرون آورده بودند  گفتند : بزنید  می خواهد بخواند.
گفتم : کدام تصنیف را می خوانی؟  بلافاصله گفت : تصنیف نمی خوانم  آواز می خوانم. به بقیه ساز زن ها نگاه کردم که زیر لب پوزخند می زدند. رسم ادب در میهمانی ها آنهم میهمانی بزرگان  رضایت میهمان بود.
 
پرسیدم : اول من بزنم و یا اول شما می خوانید؟  گفت : ساز شما برای کدام دستگاه کوک است؟ پنجه ای به تار کشیدم و پاسخ دادم : همایون ! گفت : شما اول بزنید.
با تردید  رنگ و درآمد کوتاهی گرفتم. دلم می خواست زودتر بدانم این مدعی چقدر تواناست. بعد از مضراب آخر درآمد  هنوز سرم را به علامت شروع بلند نکرده بودم که از چپ غزلی از حافظ را شروع کرد.
تار و میهمانی را فراموش کردم  چپ را با تحریر مقطع اما ریز و بهم پیوسته شروع کرده بود. تا حالا چنین سبکی را نشنیده بودم. صدایش زنگ مخصوصی داشت. باور کنید پاهایم سست شده بود.
تازه بعد از آنکه غزل اول را تمام کرد  متوجه شدم از ردیف عقب افتاده ام.
 
معاشران گره از زلف یار باز کنید             شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است        چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
 
بقیه ساز زن ها هم  مثل من  گیج و مبهوت شده بودند. جا برای هیچ سئوالی و حرفی نبودتار را روی زانوهایم جابجا کردم و آنرا محکم در بغل فشردم. هر گوشه ای را که مایه می گرفتم می خواند.
خنده های مستانه مردان قطع شده بود. یکی یکی از زیر درختان بیرون آمده بودند. از اندرونی هیچ پچ و پچی به گوش نمی رسید  نفس همه بند آمده بود. هیچ پاسخی نداشتم که شایسته اش باشد.
 
گفتم : اگر تا صبح هم بخوانی می زنم! و در دلم اضافه کردم : تا پایان عمر برایت می زنم. آن شب بازهم خواند  هم آواز هم تصنیف. وقتی خواست به اندرونی بازگردد گفتم : می توانی بیایی خانه من تا ردیف ها را کامل کنی؟
گفت : باید بپرسم. وقتی صندلی ها را جمع و جور می کردند و ما آماده رفتن بودیم  با شتاب آمد و گفت : آدرس خانه را برایم بنویسید. و تکه کاغذی را با یک قلم مقابلم گذاشت  اسمش قمر بود.
 
بعد از آنکه از قمر جدا شدم  تمام شب را به یاد او بودم دیگر دلم نمی آمد برای کسی تار بزنم. در خانه ام که انتهای خیابان فردوسی بود  جند اتاق را به کلاس موسیقی اختصاص داده بودم و تعدادی شاگرد داشتم.
اما دیگر هیچ صدایی برایم دلنشین نبود و با علاقه سرکلاس نمی رفتم. دو ماه به همین روال گذشت. بعد از ظهر یکی از روزها  توی حیاط قالیچه انداخته بودم و در سینه کش آفتاب با ساز ور میرفتم که یک مرتبه در حیاط باز شد دیدم قمر مقابلم ایستاده است  بند دلم پاره شد. هنوز دنبال کلمات می گشتم که گفت : آمده ام موسیقی یاد بگیرم. از همان روز شروع کردیم  خیلی با استعداد بود  هنوز من نگفته تحویلم میداد و وقتی ردیف های موسیقی را یاد گرفت صدایش دلنشین تر شد ... و کنسرت پشت کنسرت است که در گراند هتل لاله زار  آوازه قمر را تا به عرش می گسترد.
 
اولین کنسرت قمر با همراهی ابراهیم خان منصوری و مصطفی نوریایی (ویولن) شکرالله قهرمانی و مرتضی نی داوود (تار) حسین خان اسماعیل زاده (کمانچه) و ضیا مختاری (پیانو) پسر عموی استاد علی تجویدی برگزار شده است.
یک شب در گراند هتل تهران کنسرت میداد که آهنگش را من ساخته بودم و بعدها در هر محفل سر زبانها بود. تصنیف را بهار سروده بود و من رویش آهنگ گذاشته بودم  حتما شنیده اید : مرغ سحر را می گویم.
آن شب در کنسرت گراند هتل وقتی این تصنیف را می خواند  ناگهان فریاد کشید " جانم مرتضی خان! " و این نهایت سپاس و محبت او نسبت به کسی بود که آنچه را از موسیقی ایران می دانست  برایش درطبق اخلاص گذاشته بود.
 
بله داستانی که در بالا خواندید بخشی از گفتگوی یک خبرنگار است که سال ها پیش با مرتضی نی داوود انجام داده است و در آن از عشق پنهان وی به قمر سخن رفته است. نی داوود تصنیفی دارد به نام آتش جاویدان که آن را بهترین ساخته خودش حتی بهتر از مرغ سحر می داند که البته با دانستن مطلب بالا علت آن روشن است. این تصنیف بسیار زیبا تاکنون بارها توسط خوانندگان گوناگون اجرا شده است  ولی یکبارهم در برنامه گلهای رنگارنگ اجرا شده است.
 
قمرالملوک وزیری پس از شیدا و عارف در موسیقی نوین ایران رخ نمود  ولی بی تردید نقشی دشوارتر و دلیرانه تر ازآن دو ایفا کرده است  زیرا اگر مردی که به موسیقی می پرداخت گرفتار طعن و لعن میشد  ولی مجازات زن موسیقی پرداز " سنگسار شدن " بود! زن برده در پرده بود  پرده ای به ضخامت قرن ها. قمر به هنگام نحستین کنسرت خود که در آن بی حجاب ظاهر شده بود  سر و کارش به نظمیه افتاد. این ماجرا اگرچه برای او خوشایند نبود  ولی بهرحال سر و صدایی کرد که در نهایت به سود موسیقی و جامعه زنان بود. قمر خود در باره نخستین کنسرتش میگوید:
 
آن روزها  هرکس بدون چادر بود به کلانتری جلب میشد. رژیم مملکت تغییر کرده ... و پس از یک بحران بزرگ دوره آرامش فرا رسیده بود. مردم هم کم کم به موسیقی علاقه نشان میدادند. به من پیشنهاد شد که بی چادر در نمایش موزیکال
گراند هتل حاضر شوم و این یک تهور و جسارت بزرگی لازم داشت. یک زن ضعیف بدون داشتن پشتیبان  میبایست برخلاف معتقدات مردم عرض اندام کند و بی حجاب در صحنه ظاهر شود.
تصمیم گرفتم با وجود مخالفت ها این کار را بکنم و پیه کشته شدن را هم به تن خود بمالم! شب نمایش فرارسید و بدون حجاب ظاهر شدم و هیچ حادثه ای هم رخ نداد و حتی مورد استقبال هم واقع شدم و این موضوع به من قوت قلبی بخشید و از آن به بعد گاه و بیگاه بی چجاب در نمایش ها شرکت می جستم و حدس میزنم از همان موقع فکر برداشتن حجاب در شرف تکوین بود.
 
او نحستین زنی بود که بعد از قره العین بدون حجاب در جمع مردان ظاهر شد. او را شاید بتوان اولین فمینیست ایرانی نامید. او می گفت:
 
مر مرا هیچ گنه نیست به جز آن که زنم       زین گناه است که تا زنده ام اندر کفنم
 
قمر نخستین کنسرت خود را در سال 1303 برگزار کرد. روز بعد کلانتری از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد! قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. او در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در همدان در سال 1310 کنسرت داد و ترانه هایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله چند گلدان نقره به او هدیه کرد  آن را به عارف پیشکش نمود. با اینکه عارف مورد غضب بود.
در سال 1308 به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه های یتیم اختصاص داده شد. به گفته دکتر خرمی 426 صفحه و به گفته دکتر سپنتا 200 صفحه از قمر ضبط شده است
 
گشایش رادیو ایران در سال 1319 صدای قمر را به عموم مردم رساند. عارف قزوینی و ایرج میرزا و تیمورتاش وزیر دربار  شیفته او شده بودند. با این همه قمر از گردآوری زر و سیم پرهیز میکرد و درآمدهای بزرگ و هدایای گران را به فقرا و محتاجان میداد.
 
قمرالملوک وزیری در تاریخ 14 مرداد 1338 در شمیران  در فقر و تنگدستی مطلق به سکته مغزی درگذشت. وی در گورستان ظهیرالدوله بین امامزاده قاسم و تجریش شمیران به خاک سپرده شده است. روحش شاد.

Sunday, June 16, 2013

4 مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده‌اید!!


4 مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده‌اید!!

مواردی وجود دارد که می‌توان در مواقع فوری خطرناک انجام داد. موبایل شما می‌تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.
مواردی را که می‌توانید با موبایل انجام دهید را ببینید.

اول - وضعیت فوق العاده
شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است.
اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو می‌کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می‌کند. امتحان کنید.

دوم - آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته‌اید؟
آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟
این وسیله می‌تواند روزی مفید باشد.
یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید.
تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید قفل بازکن را فشار دهد و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد.
قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد.
فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می‌توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می‌توانید قفل ماشین خود را باز کنید.

سوم - قدرت باطری مخفی شده
در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #0733* را فشار دهید.
موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می‌دهد.
این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می‌کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.

چهارم - چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟
برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلیدهای زیر را به ترتیب فشار دهید:
 #06#*یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود. این شماره مختص دستگاه شما است.
این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می‌شود، شما می‌توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید.
سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها
SIM کارت را عوض کرده باشند.
تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می‌دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی‌تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد.
اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.













گلچین جوک‌های مردمی در شب اعلام نتایج انتخابات


گلچین جوک‌های مردمی در شب اعلام نتایج انتخابات 
۱- پیامک رضایی به غرضی: اگه رای نیاوردی ناراحت نشو! منم اولاش تفریحی کاندیدا می‌شدم!
۲- پیامک کروبی به روحانی: نخوابی حسن! خطرناکه حسن!
۳- میگن قالیباف داره دو طبقه اتوبان صدر رو خراب می‌کنه میریزه تو تونل توحید و نیایش
۴- آقا محسن گفته من آدم صبوری هستم اما اگه این دفعه رییس جمهور نشم رو آقا اسید می‌پاشم!
۵- ای بابا! باز آرای باطله یادمون رفت! (الان، ستاد انتخابات وزارت کشور)
۶- می‌تونم به طور قاطع بگم اونی که بیشتر رای میاره قطعا رئیس جمهور می‌شه! (خیابانی در حال گزارش این لحظات روحانی...)
۷- میگن اشتون مهرشو گذاشته اجرا!!
۸- من رفتم بخوابم! آقا اگه روحانی رئیس جمهور شد بیدارم کنین. اگه قالیباف شد بذارین خودم بیدار می‌شم. اگه جلیلی شد شیر گازو باز کنید برید بیرون.
۹- شورای نگهبان اعلام کرد: انقدر لِفتش میدیم تا روحانی خوابش ببره!!
۱۰- غرضي تنها كسيه كه امشب راحت خوابيده!
۱۱- همه جاي دنيا راي مي‌دن يكي رييس‌جمهور شه؛ امروز تو ايران مردم راي دادن يكي رئيس‌جمهور نشه!
۱۲- [صدای اتاق شمارش آرا:] روحانی روحانی قالیباف روحانی روحانی قالیباف روحانی روحانی ولایتی جلیلی روحانی جلیلی قالیباف روحانی روحانی روحانی، بچه‌ها اینجارو!! غرضی!!!! (خنده‌‌ی ناظران)
۱۳- علما میگن فضیلت امشب 8 برابر شب قدره! چون تو شب قدر مقدرات 1 سال تعیین می‌شه، ولی امشب مقدرات 8 سال!
۱۴- ميگن حسين رضازاده نتايج انتخابات را به رهبر معظم انقلاب تقديم کرده
۱۵- یه روز روحانی و قالیباف داشتن میرفتن دور ِ دوم، جلیلی میاد میگه: ئه، ئه، ما سه تا رو کجا می‌برید؟
۱۶- مهندس اين نرم افزار تجميع آرا كى بوده؟ هر چى وارد مي‌كنيم خروجيش مي‌گه احمدى‌نژاد ٦٣٪ (ستاد انتخابات كشور)
۱۷- پیامک روحانی به جلیلی: غصه نخور! بازم مي‌ذارم برى با كاترين مذاكره
۱۸- جلیلی الان داره sms بازی میکنه: کاترین... بیداری؟ دلم گرفته، دلم بغل می‌خواد
۱۹- اینا هم دیگه شورشو در آوردن، یکی ندونه فکر می‌کنه واقعا دارن می‌شمارن!!
۲۰- پیامک کاترین اشتون به جلیلی: خبر مرگت تو که گفتی رای می‌آری. حیف من که این همه واسه‌ات صبر کردم 






ظاهرا مومن کاری به جز سکس ندارد؟!؟!

ظاهرا مومن کاری بجز سکس نداره؟
---
(دربهشت)توان بدنی انسان درکامیابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد. کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468
بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت می‌برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می‌باشد. (کتاب وسائل، جلد14، ص 468)
همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی‌برند. (کتاب لثالی، ص 503)
حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می آید با پانصد سال ازسالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ کدامشان ، خستگی و ملال حاصل نمی گردد. هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می‌دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده‌اند و بایکدیگر صحبت می‌دارند. (بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)
بیشتر نهر های بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند. در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند. (بحارالانوار،ج۸،ص۱۹۶)
دوشیزگان با چنان صدایی می خوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیده‌اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی میکنند. (بحارالانوارص۱۲۷)
هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع با هر یک ازآن حوریان لذّت صد مرد را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)
پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می کشد. مؤمن متحیّر می باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می کند از شدّت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اوّلی است. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)
هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوند غنیّ ، پانصد حوری به او عطا می‌فرماید که با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز نیز می‌باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می‌باشند. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)
جهت اطلاع عزیزان
داروخانه ای هم در بهشت وجود دارد که فقط ویاگرا
می فروشد