Saturday, March 26, 2022
Monday, March 17, 2014
چند داستان کوتاه
مردي در كنار رودخانهاي ايستاده بود.
ناگهان صداي فريادي را شنید و متوجه شد كه كسي در حال غرق شدن است.
فوراً به آب پرید و او را نجات داد...
اما پيش از آن كه نفسي تازه كند فريادهاي ديگري را شنید و باز به آب پرید و دو نفر ديگر را نجات داد!
اما پيش از اين كه حالش جا بيايد صداي چهار نفر ديگر را كه كمك ميخواستند شنید ...!
او تمام روز را صرف نجات افرادي كرد كه در چنگال امواج خروشان گرفتار شده بودند ، غافل از اين كه چند قدمي بالاتر ديوانهاي مردم را يكي يكي به رودخانه ميانداخت...!
ميگويند حدود ٧٠٠ سال پيش، در اصفهان مسجدي ميساختند.
روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خرده کاري ها را انجام ميدادند.
پيرزني از آنجا رد ميشد وقتي مسجد را ديد به يکي از کارگران گفت: فکر کنم يکي از مناره ها کمي کجه!
کارگرها خنديدند. اما معمار که اين حرف را شنيد، سريع گفت : چوب بياوريد ! کارگر بياوريد ! چوب را به مناره تکيه بدهيد. فشار بدهيد. فششششششااااررر...!!!
و مدام از پيرزن ميپرسيد: مادر، درست شد؟!!
مدتي طول کشيد تا پيرزن گفت : بله ! درست شد !!! تشکر کرد و دعايي کرد و رفت...
کارگرها حکمت اين کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسيدند ؟!
معمار گفت : اگر اين پيرزن، راجع به کج بودن اين مناره با ديگران صحبت ميکرد و شايعه پا ميگرفت، اين مناره تا ابد کج ميماند و ديگر نميتوانستيم اثرات منفي اين شايعه را پاک کنيم...
اين است که من گفتم در همين ابتدا جلوي آن را بگيرم !
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...
مردي براي اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت در بين کار گفت و گوي جالبي بين آنها در گرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفي صحبت کردندوقتي به موضوع خدا رسيد
آرايشگر گفت: من باور نمي کنم که خدا وجود دارد.
مشتري پرسيد: چرا باور نمي کني؟
آرايشگر جواب داد: کافيست به خيابان بروي تا ببيني چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت اين همه مريض مي شدند؟ بچه هاي بي سرپرست پيدا ميشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجي وجود داشت؟
نمي توانم خداي مهرباني را تصور کنم که اجازه دهد اين همه درد و رنج و جود داشته باشد.
مشتري لحظه اي فکر کرد اما جوابي نداد چون نمي خواست جر و بحث کند.
آرايشگر کارش را تمام کرد و مشتري از مغازه بيرون رفت به محض اينکه از مغازه بيرون آمد مردي را ديد با موهاي بلند و کثيف و به هم تابيده و ريش اصلاح نکرده ظاهرش کثيف و به هم ريخته بود.
مشتري برگشت و دوباره وارد آرايشگاه شد و به آرايشگر گفت:ميدوني چيه! به نظر من آرايشگرها هم وجود ندارند.
آرايشگر گفت: چرا چنين حرفي ميزني؟ من اينجا هستم. من آرايشگرم.همين الان موهاي تو را کوتاه کردم.
مشتري با اعتراض گفت: نه آرايشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هيچکس مثل مردي که بيرون است با موهاي بلند و کثيفو ريش اصلاح نکرده پيدا نمي شد.
آرايشگر گفت: نه بابا! آرايشگرها وجود دارند موضوع اين است که مردم به ما مراجعه نميکنند.
مشتري تاکيد کرد: دقيقا نکته همين است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نميکنند و دنبالش نمي گردند.
براي همين است که اين همه درد و رنج در دنيا وجود دارد.!
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟
گفت : چهار اصل
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم
3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم
4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم
Saturday, September 14, 2013
آخرين اخبار درباره سرطان از بیمارستان جانز هاپکینز
=============
=========)
=========)
براي غلبه بر کاستي هاي متعدد تغذيه اي ، تغيير در رژيم غذايي شامل اضافه کردن بعضي مخلفات غذا يي ، سيستم ايمني بدن را تقويت مي کند.
=================
ها و قلب و ريه ها و غيره شود..
==================
==================
پرتودرماني قرار مي گيرد سيستم ايمني در معرض خطر و نابودي واقع مي شود بنا براين شخص ممکن است مقاومت خود را در برابر انواع مختلف عفونتها و پيچيدگيهاي ناشي از آن از دست بدهد..
===============
شيمي درماني و پرتو درماني مي تواند باعث جهش ژنتيکي سلولهاي سرطاني گردد و مقاوم و پايدار شود ونابود کردن آنها مشکل خواهد شد. جراحي مي تواند باعث گسترش سلول هاي سرطاني به ديگر نقاط بدن شود.
=============
==============
===============
قند تغذيه کننده سرطان است. با قطع مصرف قند يک عامل مهم تامين غذا براي سلولهاي سرطاني قطع مي شود .
جانشين هاي قند نظير
NutraSweet ، Equal ، Spoonful و غيره با A spartame ساخته مي شود و زيان آوراست. يک جانشين طبيعي بهتر عسل مانوکا يا ملاس ناشي از قند سازي است ليکن مقدار مصرف آن بايد بسياراندک باشد. نمک سفره داراي افزودني شيميايي است که رنگ آنرا سفيد کند..
جانشين بهتر نمک سفره نمک حاصل ازآب دريا و يا Brag's aminos است.
===========
شير باعث مي شود که بدن بخصوص در سيستم گوارش (معده و روده ها) مخاط درست کند. سرطان ا ز مخاط تغذيه مي کند . با قطع مصرف شير و جانشين کردن آن با شير سويا سلولهاي سرطاني در برابر بي تغذيگي قرار مي گيرند.
===============
===============
آنزيم ها در حرارت 104 درجه فارنهايت (يا 40 درجه سانتيگراد) ازبين مي روند.
=============
از خوردن قهوه ، چاي وشکلات که داراي کافئين زياد است پرهيز کنيد. چاي سبز جانشيني بهتر و داراي خواص ضد سرطان است. بهترين نوشيدني آب است.براي جلوگيري از ورود توکسين هاي معروف(مواد سمي ) و فلزات سنگين در آبهاي لوله کشي به بدن ، مصرف آب تصفيه شده يا فيلتر شده مناسب است. ا ز خوردن آبهاي تقطير شده پرهيز کنيد.
==============
===================
===================
Flor-ssence, Essiac, anti-oxidants, vitamins, minerals, EF A s
etc...)) سيستم ايمني را بهبود مي بخشند تا سلولهاي مبارزه کننده و کشنده خود بدن را براي از بين بردن سلول سرطاني تقويت کنند. مکمل هاي ديگرنظير ويتامين اي (E) توان برنامه ريزي کشتن سلول يعني روش معمولي خلاصي يافتن از سلول هاي آسيب ديده ، غير ضروري و غير لازم بدن را دارند
===================
.====================
=================
.. اين مقاله را بايد براي هر کسي که درزندگيتان براي شما اهميت دارد ارسال کنيد
Tuesday, September 10, 2013
به دروغ این عصر را ” عصر ِ ارتباطات ” مینامند
. به دروغ این عصر را " عصر ِ ارتباطات " مینامند!
هر روز مجازی تر شدیم.
من معتقدم که " عصرِ ارتباطات " نام ِ دروغینی بیش نیست . مثل ِ همان پدر و مادرهایی که دخترهای سبزه ء خود را " سپیده " مینامند و پسرهای کچل خود را " زلفعلی ، سیاستمداران و مدیران و بزرگان ِ بشریت هم به دروغ این عصر را " عصر ِ ارتباطات " مینامند!
این عصر ، عصر ِ " تنهایی و در خود فرو رفتن " است ! اینکه در جیب ِ همه ، از پیرمرد ِ ۸۰ ساله ی محله ی ما تا بچه های ۵ ساله مهد کودکی یک تلفن ِ همراه است ، دلیلی بر با هم بودن ِ آدم ها نیست . هیچ کس یک ظهر ِ دلگیرِ جمعه که دلت دارد از سینه در می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی ، زنگ نمی زند و نمی پرسد " حالت خوب است ؟ " ، هیچ کس تو را به نوشیدن ِ قهوه های بیمزه ی کافه عکس و یا خوردن کیک های خوشمزه ی کافه فرانسه دعوت نمیکند! هیچ کس تو را به پیاده روی یک عصر ِ پاییزی دعوت نمیکند. هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشود. وقتی زنگ می زنند با خودت شرط می بندی که حتما کاری از تو توقع دارد و بدتر از آن شرط می بندی برای پرسیدن حالت زنگ زده است یا کاری دارد و همیشه می بازی. و تماشایی است تعجب دوستان و اقوام وقتی فقط بخاطر دیدنشان بهشان سر می زنی یا تماس می گیری . سهم ِ ما از ارتباطات ،گسترش ِدردسرها و گرفتاریهایمان است .
عصر ِ ارتباطات فقط یک فریب است . ما وسایل ِ ارتباطی را گسترش داده ایم که مادرها هر زمان دلشان خواست به فرزندان ِ بخت برگشته زنگ بزنند که " کدوم گوری هستی ؟ " و زن ها به شوهرهایشان زنگ بزنند " کجایی؟ چرا دیر کردی؟ " و شوهرها زنگ بزنند که " به مامانم زنگ بزن حالش را بپرس " و فرزندها به پدرهایشان بگویند" سر ِ راه برای من سی دی جدید ِ بِن ۱۰ هم بخر با چیپس ِ فلفلی و ماست ِ موسیر! "
ما هی هر روز تنها تر شدیم . هر روز منزوی تر شدیم. هر روز مجازی تر شدیم. ما در دنیای مجازی غرق شدیم ! ما یادمان رفت به پدربزرگ و مادر بزرگ هایمان سر بزنیم ، چون هر بار که می خواهیم از خانه بیرون برویم ، چراغ ِ اسم یک عالمه از دوستان ِ مجازی ِ ما روشن است و دلمان نمی آید بدون ِ " گپ زدن " با آنها برویم و وقتی " گپ " ِ ما تمام میشود دیگر دیر شده و خسته شده ایم از بس با کیبورد حرف زده ایم!
این گونه است که وب کم ها زیاد میشود و اِسکایپ و اوووو ! همه گیر تر می شوند و اینگونه است که ما مجازا عاشق ِ " ع " میشویم و آنها مجازا عاشق ِ دیگرانی که خود مجازا عاشق ِ دیگران اند!
اینگونه است که ما دلمان نمی خواهد از پشت ِ صفحه بلند شویم مبادا " ع " بیاید و برود و ما نبینیمش! اینگونه است که هی آدم ها تنها تر میشوند. اینگونه است که ما برادرمان را دو هفته است ندیده ایم و حرف نزده ایم و فقط سه باری مجازا گپ زده ایم.
اینگونه است که نیمه شب می فهمیم همسرمان یک سفر ِ ده روزه در پیش دارد و ما نمی دانستیم ، ولی می دانیم که دختر ِ فلان دوست ِ ندیده ، دیروز عروسکی خریده است که وقتی دلش را فشار دهی " آی لاو یو " میگوید!
اینگونه است که دیگر همسایه از همسایه خبر ندارد .
اینگونه است که مردها با زنان دیگر که از تنهایی مینالند چت میکنند ِ و آنها را دلداری میدهند و میگویند زندگی همین است دیگر ! در حالی که زن هایشان در خانه با مردهای دیگری از تنهایی و بی توجهی ِ همسران مینالند و دلداری داده میشوند!
و اینست دنیای مجازی و عصر ارتباطات
هر روز مجازی تر شدیم.
من معتقدم که " عصرِ ارتباطات " نام ِ دروغینی بیش نیست . مثل ِ همان پدر و مادرهایی که دخترهای سبزه ء خود را " سپیده " مینامند و پسرهای کچل خود را " زلفعلی ، سیاستمداران و مدیران و بزرگان ِ بشریت هم به دروغ این عصر را " عصر ِ ارتباطات " مینامند!
این عصر ، عصر ِ " تنهایی و در خود فرو رفتن " است ! اینکه در جیب ِ همه ، از پیرمرد ِ ۸۰ ساله ی محله ی ما تا بچه های ۵ ساله مهد کودکی یک تلفن ِ همراه است ، دلیلی بر با هم بودن ِ آدم ها نیست . هیچ کس یک ظهر ِ دلگیرِ جمعه که دلت دارد از سینه در می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی ، زنگ نمی زند و نمی پرسد " حالت خوب است ؟ " ، هیچ کس تو را به نوشیدن ِ قهوه های بیمزه ی کافه عکس و یا خوردن کیک های خوشمزه ی کافه فرانسه دعوت نمیکند! هیچ کس تو را به پیاده روی یک عصر ِ پاییزی دعوت نمیکند. هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشود. وقتی زنگ می زنند با خودت شرط می بندی که حتما کاری از تو توقع دارد و بدتر از آن شرط می بندی برای پرسیدن حالت زنگ زده است یا کاری دارد و همیشه می بازی. و تماشایی است تعجب دوستان و اقوام وقتی فقط بخاطر دیدنشان بهشان سر می زنی یا تماس می گیری . سهم ِ ما از ارتباطات ،گسترش ِدردسرها و گرفتاریهایمان است .
عصر ِ ارتباطات فقط یک فریب است . ما وسایل ِ ارتباطی را گسترش داده ایم که مادرها هر زمان دلشان خواست به فرزندان ِ بخت برگشته زنگ بزنند که " کدوم گوری هستی ؟ " و زن ها به شوهرهایشان زنگ بزنند " کجایی؟ چرا دیر کردی؟ " و شوهرها زنگ بزنند که " به مامانم زنگ بزن حالش را بپرس " و فرزندها به پدرهایشان بگویند" سر ِ راه برای من سی دی جدید ِ بِن ۱۰ هم بخر با چیپس ِ فلفلی و ماست ِ موسیر! "
ما هی هر روز تنها تر شدیم . هر روز منزوی تر شدیم. هر روز مجازی تر شدیم. ما در دنیای مجازی غرق شدیم ! ما یادمان رفت به پدربزرگ و مادر بزرگ هایمان سر بزنیم ، چون هر بار که می خواهیم از خانه بیرون برویم ، چراغ ِ اسم یک عالمه از دوستان ِ مجازی ِ ما روشن است و دلمان نمی آید بدون ِ " گپ زدن " با آنها برویم و وقتی " گپ " ِ ما تمام میشود دیگر دیر شده و خسته شده ایم از بس با کیبورد حرف زده ایم!
این گونه است که وب کم ها زیاد میشود و اِسکایپ و اوووو ! همه گیر تر می شوند و اینگونه است که ما مجازا عاشق ِ " ع " میشویم و آنها مجازا عاشق ِ دیگرانی که خود مجازا عاشق ِ دیگران اند!
اینگونه است که ما دلمان نمی خواهد از پشت ِ صفحه بلند شویم مبادا " ع " بیاید و برود و ما نبینیمش! اینگونه است که هی آدم ها تنها تر میشوند. اینگونه است که ما برادرمان را دو هفته است ندیده ایم و حرف نزده ایم و فقط سه باری مجازا گپ زده ایم.
اینگونه است که نیمه شب می فهمیم همسرمان یک سفر ِ ده روزه در پیش دارد و ما نمی دانستیم ، ولی می دانیم که دختر ِ فلان دوست ِ ندیده ، دیروز عروسکی خریده است که وقتی دلش را فشار دهی " آی لاو یو " میگوید!
اینگونه است که دیگر همسایه از همسایه خبر ندارد .
اینگونه است که مردها با زنان دیگر که از تنهایی مینالند چت میکنند ِ و آنها را دلداری میدهند و میگویند زندگی همین است دیگر ! در حالی که زن هایشان در خانه با مردهای دیگری از تنهایی و بی توجهی ِ همسران مینالند و دلداری داده میشوند!
و اینست دنیای مجازی و عصر ارتباطات
Wednesday, July 3, 2013
انقلاب جنسی، زیر نگاه آیت لله ها
زمانی که صحبت از ایران می شود، چه تصویری در ذهن نقش می بندد؟ تصویر آیت الله ها؟ متعصبان مذهبی؟ زنان با حجاب؟ بی شک در وهله اول، "انقلاب جنسی" در ذهن خطور نمی کند. ولی خب... طی ۳۰ سال اخیر، درحالی که رسانه های غربی نگران گرایشات اصولگرایانه جمهوری اسلامی بودند، این کشور دستخوش تغییرات بنیادین اجتماعی و فرهنگی شده است. انقلاب جنسی در ایران، جدا از منفی یا مثبت بودن اش، بی شک پدیده ای بی سابقه به نظر می رسد. طی چند دهه اخیر، ذهنیت ها تغییر کرده و این تغییر تا حدی است که وقتی ایرانیان پس از سال ها به کشور خود بازمی گردند، شگفت زده می شوند. یکی از دوستانم پس از مراجعت از پایتخت ایران به من گفت: "درحال حاضر می توان گفت که لندن به نسبت تهران شهری سنتی محسوب می شود." بی شک نمی توان اطلاعات دقیق و موثقی از رفتار جنسی ایرانیان به دست آورد. ولی آمارهای رسمی جمهوری اسلامی خود گواه این مسأله اند. کاهش نرخ تولد نشانه ای از روش های پیشگیری از بارداری و دیگر شیوه های تنظیم خانواده است که به نوعی بیانگر رو به زوال بودن خانواده سنتی است. طی دو دهه اخیر این کشور شاهد پایین ترین نرخ تولدی بوده است که تاکنون به ثبت رسیده. درعین حال، نرخ رشد جمعیت ایران نیز از ۳ ممیز ۹ درصد در سال ۱۹۸۶ به ۱ ممیز ۲ درصد در سال ۲۰۱۲ رسیده و این درحالی است که بیش از نیمی از ایرانیان کمتر از ۳۵ سال سن دارند. به علاوه، میانگین سن ازدواج نیز طی ۳۰ سال اخیر برای مردان از ۲۰ به ۲۸ سال رسیده و زنان اغلب بین سنین ۲۴ تا ۳۰ سال ازدواج می کنند. در حدود ۴۰ درصد از افرادی که در سن ازدواج قرار دارند، مجردند. درعین حال، نرخ طلاق سه برابر شده و از ۵۰ هزار طلاق در سال ۲۰۰۰ به ۱۵۰ هزار در سال ۲۰۱۰ رسیده. درحال حاضر از هر ۳ ممیز ۷۶ ازدواج، یک ازدواج به طلاق می انجامد که از این حیث تقریباً مشابه با نرخ طلاق در انگلستان می باشد. به گفته یک مقام بلند پایه وزارت جوانان در سال ۲۰۰۸، اکثریت مردان گفته اند که قبل از ازدواج حداقل یک بار با جنس مخالف رابطه جنسی داشته اند. تقریباً ۱۳ درصد از این روابط "نامشروع" به حاملگی ناخواسته و سقط جنین منجر گشته. این ارقام برای یک نسل گذشته غیرقابل تصور بود. ازسوی دیگر، روسپی گری طی دو دهه اخیر افزایش یافته. در اوایل سال های ۱۹۹۰، روسپی گری عملاً غیرقابل رؤیت بود و به شکلی کاملاً پنهانی و دور از دید عموم انجام می شد. امروزه در بسیاری از شهرها، روسپی گری به راحتی در ملاء عام دیده می شود. اغلب اوقات، کارگران جنسی در برخی خیابان ها انتظار می کشند تا مشتریان گذری آنها را انتخاب کنند. و برخی ارقام نشان می دهد که ۱۰ تا ۱۲ درصد از روسپی های ایرانی متأهل هستند. موضوع حیرت آور این است که تمامی کارگران جنسی در ایران زن نیستند: براساس یک تحقیق جدید، برخی زنان به دنبال مردان روسپی می گردند. منبع: کوریه انترناسیونال ، ۱۴ ژوئن
Tuesday, June 18, 2013
جک
>>>> روایت داریم ک>>>>
> این که نود درصد امامزاده ها تو گیلان و مازندران هستند،نشون میده که اون بزرگواران همه پای حال و شمال و دریا کنار و تله کابین و نمک آبرود بودند
**********
انتخابات فقط انتخابات پاکستان!
خودشون کاندیداهای غیر اصلح رو ترور میکنن که مردم راحت تر انتخاب کنن
*******************
تو فیسبوک همه مادری دارند بهتر از گل.... انگار ننهی ما کاکتوس بود
******************
شايد اشكال كار اينه چون بخشی از نژاد آريايي از ٢ قوم مادها و پارتها بوجود اومدن!
براي همين تمام مشكلات تو مملكت يا از طريق پارتی حل ميشه يا مادی
******************
خوشگلا باید بترسن.
[ شعار گشت ارشاد ]
*****************
نقل است که یکبار شیخ در رکعت چهارم نماز به شک افتادند. پس بنا را بر
رکعت دو گذاشتند که در این لحظه به علت تغییر ناگهانی از چهار به دو،
موتور شیخ سوخت
*****************
اگه چند ماه دیگه همتون نگفتین: "صد رحمت به همون
احمدی نژاد" ، من عمامه ام رو عوض می کنم
*****************
ولی بیشتر کشورهای آفریقایی رو همین احمدینژاد کشف کرد
*****************
از وقتی احمدی نژاد گفته زنده باد بهار کلا طبیعت قاط زده یه جا برف
میاد یه جا طوفان می شه همه جا زلزله میاد
*****************
روایت هست که نوشابه های بهشت علاوه بر آب و گاز، برق و تلفنم دارن
*****************
روایت داریم که تو بهشت وقتی انگشت پات میخواد بخوره به پایه مبل ، پایه
مبل جا خالی میده
*****************
یکی از بازی هایی که ایرانی ها خیلی دوست دارن بازی با آبروی مردمه
****************
خدا هم امتحانات الهیش رو انداخته تو فروردین و اردیبهشت که به انتخابات نخوره
****************
این زلزله انگار داره سفر استانی میکنه
**************** اطلاعات آمریکا واقعا ضعیفه....
تازه امروز فهمیدن بمب گذاری کار کی بوده!
تو ایران بمب گذاری بشه هنوز دود انفجار محو نشده، تلویزیون اعلام
میکنه کار اسرائیله
****************
به دلیل معلوم نبودن اینکه بستنی عروسکی های امسال دخترن یا پسر، تا
اطلاع ثانوی لیس زدنشان حرام می باشد
****************
سیاست های غلط به اینا میگن:
ثیاثت , صیاصت, ثیاثط , صیاصط , سیاسط ....
****************
وایبر و اسکایپ و اوو و واتز اپ رو تو ایران قطع کردن....
دیگه با ایران ارتباطم کلاً قطع شده. به خانواده ام سپردم اگه کسی با من
کار داشت، شب بیاد به خوابم
***************
ایران اگه جای اینهمه هزینه برای بمب اتم به هر اسرائیلی یه پراید داده
بود تا حالا بیشترشون از بین رفته بودن
****************
آقای مجری داشت ماههای بهار رو میشمرد کلاه قرمزی گفت میشه خرداد رو
نگی؟ پرسید چرا؟ گفت آدم همش یاد امتحان و بدبختی و اینا میفته
****************
یکی از تفریحات دکتر شریعتی و امام راحل تو اون دنیا اینه که هر روز فیس
بوک رو چک می کنن ببینن تازگی ها جمله باحال چی گفتن
***************
و خداوند به مرغ بال داد... نه برای پرواز, بلکه برای مزه ی عرق
****************
یه فرشته هم هست که فقط اسم مینویسه.
اسمش اسمائیله
****************
میگن تو جهنم تا میای چرت بزنی یه فرشته بنام كرمائیل میاد، نخ میكنه
تو دماغت
****************
یک روز حضرت داشتند رد می شدند.... معلم بیست و پنج صدم ارفاق کرد, قبول شدند.
***************
حضرت ابراهیم چهارشنبه سوری ها میرفت از روی آتیش مردم میپرید اونو گلستان
می کردو فرار می کرد
***************
توی بهشت وقتی میری سمینار سخنرانی نداره!...
همون اول شام میدن تموم میشه میره
***************
بهشت اونقدام که میگن خوب نیست ها!
فکر کن این همه ائمه اطهار دور تا دورت نشستن! اصن روت نمیشه پاتو دراز کنی
***************
> پراید بخرید و به فرزندان خود پراید سواری یاد بدهید که هم توشه ی این دنیا و هم وسیلهای برای رسیدن به آن دنیا و خداست
**************
در جامعه اسلامی همه آزادند٬ ولی به قید وثیقه
**************
شانس آوردیم صدر اسلام ته دیگ سیب زمینی وجود نداشت و الا خوردنش حرام اعلام می شد
**************
دیشب نشستم با هر ديني كه حساب كردم ديدم آخرش بايد برم جهنم
**************
چرا ما از امام حسین یاد نمیگیریم که یه شب برق رو قطع کنیم، مرزها رو
باز کنیم، بگیم هرکی میخواد بره بره؟
**************
به این مونالیزا بگید اگه چیزی هست بگه ماهم بخندیم
**************
تو جهنم همش میگی: یادش بخیر ...ایران هم این شکلی بود
**************
اندکی صبر، دهن سرویس است
**************
Monday, June 17, 2013
جوک
تلاش نافرجام براى سومين بوسه در روبوسى وقتى كه طرف به دوتا قناعت كرده
" این یارو زبون آدمیزاد حالیش نمیشه بیا تو باهاش حرف بزن ... "
نفهمیدم داره به من فحش میده یا به یارو :|
☻☻☻☻
پسر داییم بعد از 10 سال از آمریکا اومده
نشسته بودیم داشتیم حرف میزدیم حرف شد از گرونی و قیمت دلار
مامانم میپرسه:دلار الان تو آمریکا چنده؟؟؟
من:|
پسر خالم:|
رییس بانک مرکزی:|
خاوری:|
داور آلمانی:|
پسر:واي خداي من،عجب چهره زيبايي،چه لطافتي،مثل گل ميموني.
واسه پوستت از چي استفاده ميكني؟
دختر: Adobe Photoshop CS5!
☻☻☻☻
☻☻☻